الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

25

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

صلد ، به‌معناى سنگ سخت تابان ، و سراب ، نمايش آب است در هواى گرم ، و رقرق ، درخشنده و متلألأ . و معهدها قاعا سملقا ؛ و قرارگاه آنها به زمين پهناور و مسطّح ( درآيد ) . معهد ، محل عهد و ميعادگاه است . « قاع » زمين صاف و هموار و « سملق » فضاى باز است . خداى تعالى مىفرمايد : وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً * فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً * لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً * يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ . . . ؛ « 1 » ( اى رسول ! ) از تو هرگاه پرسند كه كوه‌ها ( روز قيامت ) چه مىشود ؟ جواب ده كه ، خداى من كوه‌ها را چنان از بنياد بركند كه خاك شده و خاكش بر باد دهد ، آن‌گاه پست و بلندىهاى زمين را چنان هموار گرداند كه در آن ديگر ابدا هيچ بلندى و پستى نخواهى ديد . وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا * فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا ؛ « 2 » و كوه‌هاى سخت متلاشى شود و مانند ذرّات گرد در هوا پراكنده گردد . يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا ؛ « 3 » روزى كه زمين و كوه‌ها بلرزد و تلّ ريگى شود و چون موج روان گردد . فلا شفيع يشفع ؛ كه ديگر نه شفيعى شفاعت كند . . . . فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ . . . ؛ « 4 » كاش كسى امروز به شفاعت ما برمىخاست يا بار ديگر به دنيا بازمىگشتيم كه غير از اين اعمال زشت به اعمال صالحى مىپرداختيم . روشن است كه مورد كلام آن حضرت عليه السّلام ، و نيز آيهء شريفه ، شفاعت افراد غير مؤمن است . بنابراين ، هيچ‌گونه منافاتى با پذيرفته شدن شفاعت براى مؤمنان

--> ( 1 ) . طه ( 20 ) آيات 105 - 108 . ( 2 ) . واقعه ( 56 ) آيهء 5 و 6 . ( 3 ) . مزمّل ( 73 ) آيهء 14 . ( 4 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 51 .